X
تبلیغات
لحظه های شیرین ِ عشقِمون - اولین و دومین ولنتاین من و متینی جونم

خیلی دیر شده  تقریبن به سومین ولن داریم نزدیک میشیم  ولی خاطره س دیگه ! به قول یکی خاطره و فیلم و عکس و اینا رو آدم باید ۲۰ سال بعد بهشون سر بزنه !

اولین ولن :

یادته متینم؟ اون موقع باهم دوست بودیم.اولین ولن اولین باریم بود که همدیگرو میدیدیم!

داشتیم میرفتیم کلاس و فقط قرار بود بیای کادو بدی بهم ! تقس! حالا فک میکردی زیاد همدیگرو ببینیم من گولت میزنم مثلن؟

آخی.دم سینما وایساده بودم اومدی دست دادیم بعد باهم قدم زدیم تا برسیم کلاس من.دست همو کم میگرفتیم.وقتیم میگرفتیم هیچ حسی نداشتیم!

چهارراه ولیعصرو یه ذره رفتیم بالا بعد رفتیم سر کوچه ی کلاس زبان من !

اونجا دو تا گردنبند از تو جیبت درآوردی.پازل بود ! چقده ناز بووووووود

تو دخملشو بردی منم پسرشو

بعدم خدافظی کردیم ! منم کادو ندادم اون روز

چه یـــــخــــــ !

ولی سر قرار دوم که تو پارک بوستان بود کادوتو دادم.یه خر بود که جعبشم خودم درُس کرده بودممممم

قرار دومم باهال بود. یقَت تا رو نافت باز بود با اون گردنبنده !  چقد جلـــــفــــــ

چار قدم راه رفتیم.عکس مامان باباتو نشونم دادی و خدافظی کردیم ! چه یـــــخــــــ

چن روز پیش داشتی کادوی ولن اولُ مسخره میکردی یادته؟

بهت گفتم کجاش مسخره بود؟! من تو دلم گفتم این پسره چه با کلاسه !  چه پولدارهـــــ

آخه اولین بارم بود کادوی ولن میگرفتم

چقدم خوشالم که اولین کادوی روز عشقُ از عشق زندگیم، همسرم گرفتم

دومین ولن :

یکشنبه ۲۵ بهمن ساعت ۱۲ شب به عشقم ولنُ تبریک گفتم.متینمم بهم زنگید و یه تبریک کوچولو و یخ گفت ! گف یه متن تو کامی واست نوشتم زیاده نمیشه sms بدم ! (متنه کو ؟! واسم ایمیل کن ببینم اگه راس میگی !  )

sms ِ من : عشق زندگیم، قلبم، عمرم، نفسم، همه ی وجودم، همسر خوبم ...امروز روز عشقه ! به خاطر عشق خوشگل و ناز و واقعی و همیشگیمون بهت تبریک میگم.آرزو میکنم تا آخرین نفسمون عشقمون همینطوری پر شور و حرارت باشه.عاشق و دیوونتم.عشق اول و آخرم فقط تویی متینم.ولنتاینت مبارک.با تمام وجودم بغلت میکنم، فشارت میدم، لباتُ میبوسم و تو چشات نیگا میکنم.

sms ِ متینم بعد از اینکه صدای ناز و خوشگل و مردونشُ شنیدم : آخی، چه حالی داد ! ولنت مُبی ! خیلی خوشالم که باهمیم.دومین ولنمونه اما اولین ولن ازدواجمونه.بوس لب گاز دیوونتم.

خاطره ی ولن :

چهارشنبه ۱۸ اسفند ۸۹ ساعت ۴:۱۵ تا ۸ شب !

خیلی دیر شد که واسه ولن بریم بیرون ولی بالاخره رفتیم ! تاریخش زیاد مهم نبود که ! مهم یه بهونه بود که بیشتر پیش هم باشیم و یه جای خوب بریم ...

خودمو خوشگل کردم! شال قرمز پوشیدم و رفتم تو پارک که نفسمم زود اومد

سلام احوال پرسی و اینا ... هردوتامونم بدون کادو اومده بودیم  آخه هوا بارونی بود !

یه ذره پیاده روی کردیم، حرف زدیم، خندیدیم .... بعد ماشین گرفتیم تا بریم ...

میدون ولیعصر، سینما فلسطین !!!!!!! اشتباه رفتیم دیگه !

تو ماشین به یه پسره کنار متین بود نیگا کردم، همینطوری حواسم نبود بخدا! چه مشتی زد رو پام این متین !  پر رو نوازشمم نمیکنه میگه حقته

چقد تو راه خندیدیم ! یه آقاهه بهمون گف کبوترای عاشق !  حالمون بهم خورد

سینما رو پیدا کردیم دیدیم جشنوارس !  چه بد ضایع شدیم

پیاده روی کردیم تا به یه جایی برسیم !

باده گهم هی شال منو مینداخت ! آخرش متینم ازم عصبانی شد و ازهم ناراحت شدیم

دوباره ماشین گرفتیم که بریم یه کافی بالای پارک لاله که نبودش اونم !

کلی از هم دلخور بودیم. تصمیم گرفتیم بریم خونه !

تو ماشین کلی گریه کردم من

متینم مهربون شد و نازمو کشید و لوسم کرد و بوسم کرد ...

منم گفتم باشه بریم یه جا صحبت کنیم.رفتیم کافی ...

تو خیابون دوباره بغض کردم منو برد کنار دیوار بوسم کرد !  الهی من فدای این کارات بشم که تو خیابون به اون شلوغی نازمو کشیدی

نفسم پول کم آورده بود و شانس ما تو منو قیمت نزده بود

ولی تونستیم هات چاکلت بخوریم

باهم صحبت کردیم، آروم شدیم، دست همو گرفتیم، تو چشای هم نیگا کردیم و کلی حرفای عاشقونه زدیم ...

متین نگاهت دیوونم کرد. با اون جمله ی نازت : تو چرا باور نمیکنی من عاشقتم ؟!

با تمام وجودم عشقتُ احساس کردم اون لحظه ...

عینک متینمُ زدم و ازم عکس گرفت

آشتی کردیم و پاشدیم بریم خونه ... تو باس از خانوادمون حرف زدیم ... خندیدیم ... خیلی خوش گذشت ...

نزدیکای خونه تو جای همیشگی همدیگرو بخل کردیم ... بوس ... { بییییییب } ... حرفای عاشقونه زدیم و با یه عالمه ناراحتی از هم جدا شدیم

ناراحتی به خاطر اینکه از هم جدا شدیما !

متینم گفت دستتو بذار رو قلبم.گذاشتم .... خیلی آروم میزد... از اینکه کنار من بود آرامش داشت ... 

گفت قلبم واسه تو میزنه  منم خم شدم و قلبشو بوسیدم و گفتم دیوونتم

خیلی لذت بخش بود این لحظه ها ... با تمام وجودمون عشق و خوشبختی رو حس میکردیم ...

بعد متینم گف درسته الان بریم خونه مامان بابامون دعوامون میکنن ولی نگران نباش و به چن سال دیگه فکر کن ! منم به خاطر امیدی که عشقم بهم داد تشکر کردم

رفتیم خونه.کم دعوامون کردن

متینم زنگید و دوباره ابراز عشق کرد و خواست ببینه رسیدم

با وجود ناراحتی و دلخوری ای که پیش اومد خیلی روز قشنگی بود ...

خدایا به خاطر این عشق و این لحظه ها و این هدیه ی بزرگی که به ما دادی ممنون ...

خدایا ما رو تا آخرین نفسمون عاشق و کنار هم نگهدار ...

تو بهونه ی زندگیمی متینم

فال ولن

برای متینم ( متولد مهر ) : به هر کسی که می شناسید کارت ولنتاین می فرستید: آرایشگرتان، معلم هایتان، بقال محل، پسر خاله ی بقال محل و...دوست ندارید هیچ کس این شب احساس تنهایی کند.

!!!!!!!!!!  بیخود نیس هی میگی دختر بقال سر کوچه، دختر بقال سر کوچه ....

برای مهسا (متولد آبان ) : برخلاف معمول شما اصلاً دوست ندارید که شب ولنتاین شام را بیرون صرف کنید. ترجیح می دهید یک شب رویایی را در خانه در کنار معشوقتان بگذرانید!

از من یاد بگیر

+ هنوز متین کادوی ولن منو نداده ! منم قرار بود گل بدم که ندادم هنوز !

+ کادو دادن منم به متین ماجرا داره ! اضافه میشه به همینجا !

+ تاريخ یکشنبه 12 تیر1390ساعت 12:32 نويسنده متین و مهسا